زاده ٔ خاطر
مترادفها
خودجوش، ناگهانی، بیاختیار
لغت نامه دهخدا
زاده خاطر. [ دَ / دِ ی ِ طِ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از نظم و نثر و آن چه زاده طبیعت باشد همچون صوت و کار و عمل. ( برهان قاطع ). فکر.منشاَّت. شعر و غزل و امثال آن. ( شرفنامه منیری ).
فرهنگ فارسی
فکر منش آت