ریزندگی

مترادف‌ها

کوچکی، ظرافت

متضادها

بزرگی، درشتی

لغت نامه دهخدا

ریزندگی. [ زَ دَ / دِ ] ( حامص ) جریان و ریزش بسیار. ( ناظم الاطباء ): دره؛ ریزندگی باران. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران