رگ برگ کردن
متضادها
خشک شدن، پژمرده شدن
لغت نامه دهخدا
رگ برگ کردن. [ رَ ب ِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در اثر فشاری سخت پیچیدگی و جابجاشدگی در رگ و مخصوصاً رگهای دست بوجود آوردن.
فرهنگ فارسی
در اثر فشاری سخت پیچیدگی و جابجا شدگی در رگ و مخصوصا رگهای دست بوجود آوردن