روغنگیری
لغت نامه دهخدا
روغنگیری. [ رَ / رُو غ َ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل روغن گیر. فشردن چیزی برای بیرون کردن عصاره و روغن آن. || گرفتن روغن به قدر لزوم برای ماشین و دوچرخه و چراغ و جز آن. ( از یادداشت مؤلف ). به قدر نیاز روغن در ماشین ریختن.
- روغنگیری کردن چرخ و غیره را؛ برای روانی و سهولت گردش، چرخها و میله ها و غیره را به روغن آلودن. آنرا به روغن اندودن.
فرهنگ فارسی
عمل و شغل روغن گیر. فشردن چیزی برای بیرون کردن عصاره و روغن آن.
جمله سازی با روغنگیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرآیند روغنگیری قطعات حساس در موتور خودرو باید با دقت بسیار زیاد انجام شود تا از آسیب رسیدن به اجزای داخلی و خرابی ناگهانی جلوگیری شود.
💡 در سیستمهای هیدرولیک، روغنگیری صحیح و منظم یکی از اصلیترین عوامل برای تضمین عملکرد روان و بدون نقص تمامی اجزای متحرک دستگاه محسوب میشود.
💡 کارشناسان فنی تاکید دارند که عدم توجه به زمانبندی دقیق در روغنگیری ماشینآلات صنعتی، میتواند منجر به خسارات مالی بسیار سنگین و توقف تولید شود.