روباهناک
مترادفها
مکار، حیلهگر، روباهصفت
متضادها
سادهدلانه، پاکدامنانه
لغت نامه دهخدا
روباهناک. ( ص مرکب ) جایی که در آن روباه فراوان باشد: ارض مَثْعَلة؛ زمین روباهناک. ( منتهی الارب ).
مکار، حیلهگر، روباهصفت
سادهدلانه، پاکدامنانه
روباهناک. ( ص مرکب ) جایی که در آن روباه فراوان باشد: ارض مَثْعَلة؛ زمین روباهناک. ( منتهی الارب ).