روبارویی

مترادف‌ها

روبرو شدن، مواجهه، مقابله، تقابل

متضادها

پشت کردن، دوری کردن

لغت نامه دهخدا

روبارویی. ( حامص مرکب ) تقابل. مقابلة. روبرو شدن. رجوع به روباروی شود.

فرهنگ فارسی

تقابل مقابله

جمله سازی با روبارویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در هنگام روبارویی با مشکلات بزرگ در مسیر زندگی، تنها راه موفقیت، داشتن اراده‌ای پولادین و نگاهی مثبت به فرصت‌هایی است که در دل سختی‌ها نهفته‌اند.

💡 مدیر شرکت در جلسه هیئت مدیره، با روبارویی با بحران‌های مالی اخیر، تلاش کرد تا با برنامه‌ریزی دقیق و استراتژی‌های جدید، شرکت را از ورشکستگی نجات دهد.

💡 روبارویی مستقیم با حقیقت، هرچند ممکن است در ابتدا تلخ و دشوار به نظر برسد، اما در نهایت منجر به رسیدن به آرامش و حل ریشه‌ای مسائل می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران