رهاق واژهای عربی است که در منابع لغوی فارسی و عربی با ضبطها و کاربردهای متفاوت آمده است. در لغت، «رِهاق» یا «رُهاق» به معنی مقدار و اندازه بهکار رفته و این معنا در منابعی چون منتهیالارب و ناظمالاطباء ثبت شده است. در اقربالموارد آمده است: «القوم رُهاقُ مائة»، یعنی آنان نزدیک به صد نفرند، نه دقیقاً صد، بلکه اندکی کمتر یا بیشتر. بنابراین یکی از معانی اصلی رُهاق، نزدیکی به یک مقدار معین و بیان عددی تقریبی است. در برخی منابع لغوی مانند غیاثاللغات و آنندراج، «رُهاق» به معنی ابتدای بلوغ نیز آمده است. این معنا ناظر بر دورهای است که فرد به آستانه بلوغ میرسد، ولی هنوز به بلوغ کامل نرسیده است. همچنین «رِهاق» بهعنوان مصدر عربی به معنی «مُراهَقَة» آمده و به حالت نزدیک شدن به بلوغ اشاره دارد. در مجموع، واژه «رهاق» در زبان عربی هم در معنای مقدار و نزدیکی عددی و هم در معنای آغاز بلوغ و رشد جسمی کاربرد داشته است.
رهاق
لغت نامه دهخدا
رهاق. [ رِ ] ( ع اِ ) رُهاق. مقدار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رُهاق شود.
رهاق. [ رُ ] ( ع اِ ) مقدار. یقال: القوم رهاق ماءة؛ ای زهاء ماءة؛ یعنی آنان نزدیک صداند. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || ابتدای بلوغ. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
رهاق. [ رِ ] ( ع مص ) مراهقة. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به مراهقة شود.