رفیغ
مترادفها
دوست، رفیق، همدم، یار
متضادها
دشمن، عدو، خصم
لغت نامه دهخدا
رفیغ. [ رَ ] ( ع ص ) عیش فراخ و خوش. گویند: عیش رفیغ. ( از ناظم الاطباء ).عیش فراخ و خوش. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
دوست، رفیق، همدم، یار
دشمن، عدو، خصم
رفیغ. [ رَ ] ( ع ص ) عیش فراخ و خوش. گویند: عیش رفیغ. ( از ناظم الاطباء ).عیش فراخ و خوش. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).