رفتگار
مترادفها
رفتار، منش، طرز زندگی، روش
لغت نامه دهخدا
رفتگار. [ رَ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) مقابل ماندگار. رفتنی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به رفتنی شود.
رفتار، منش، طرز زندگی، روش
رفتگار. [ رَ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) مقابل ماندگار. رفتنی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به رفتنی شود.