رعدبانگ

مترادف‌ها

صدای رعد

لغت نامه دهخدا

رعدبانگ. [ رَ ] ( ص مرکب ) رعدآواز. تندرآوا. ( یادداشت مؤلف ). که صدایی چون بانگ تندر دارد. که بانگی مانند رعد داشته باشد:
ابرسیر و بادگرد و رعدبانگ و برق جه
پیل گام و سیل بر و شخ نورد و راه جوی.منوچهری.صباسرعتی رعدبانگ ادهمی
که بر برق پیشی گرفتی همی.سعدی ( بوستان ).

جمله سازی با رعدبانگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رعدبانگ خشمگین شیر در میان دشت‌های آفریقایی، فاصله بسیار زیادی را در می‌نوردید و تمام موجودات کوچک را از ترس، به درون لانه‌های خود می‌راند.

💡 صدای رعدبانگ سقوط سنگ‌های عظیم از قله کوه، سکوت آرام دره را در هم شکست و باعث شد کوهنوردان با عجله مسیر خود را تغییر دهند.

💡 رعدبانگ برخورد موج‌های سهمگین دریا با دیواره‌های سنگی ساحل، موسیقی ملال‌آوری را در گوش شنوندگان می‌نواخت که ترکیبی از قدرت و هیبت بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران