رذوله
مترادفها
پست، فرومایه، بدذات
متضادها
شریف، بزرگوار، والا، پاک
لغت نامه دهخدا
( رذولة ) رذولة. [ رُ ل َ ] ( ع اِمص ) رَذالة. ناکسی وفرومایگی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
رذولة. [ رُ ل َ ] ( ع مص ) ناکس و فرومایه شدن. ( منتهی الارب ). مصدر به معنی رَذالة. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ناکس و فرومایه شدن. رذالة. ( آنندراج ). ناکس شدن. ( تاج المصادربیهقی ) ( مصادر اللغة زوزنی ). رجوع به رَذالة شود.
جمله سازی با رذوله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن فرد رذوله با استفاده از روشهای غیرمنصفانه و کلاهبرداریهای هوشمندانه، توانست اموال بسیاری از مردم سادهدل را به راحتی از چنگ آنها خارج و پنهان کند.
💡 هیچکس نمیتواند نسبت به آن شخصیت رذوله و بیرحمانهای که او با حیوانات بیگناه نشان داد، سکوت کند و اجازه دهد چنین ظلمی در جامعه تکرار شود.
💡 او که همواره به عنوان یک شخصیت رذوله و بیاعتبار در محله شناخته میشد، هیچگاه نتوانست اعتماد واقعی و قلبی همسایگان و دوستان خود را جلب کند.