کلمه «رحوب» (Rehob) در اصل واژهای عبری است و معنای دقیق آن «مکان وسیع»، «فراخ» یا «میدان» است که به فضایی باز و گسترده اشاره دارد. این واژه در متون کهن، بهویژه در کتاب مقدس، کاربرد فراوانی داشته و برای نامگذاری مکانهای جغرافیایی مختلف استفاده شده است. «رحوب» در این متون معمولاً به شهرها یا نواحیای اطلاق میشود که از نظر جغرافیایی دارای وسعت یا اهمیت خاص بودهاند. از نظر تاریخی، این نام به یک شهر باستانی کنعانی و سپس اسرائیلی نیز نسبت داده شده که امروزه با عنوان «تل رحوب» شناخته میشود. در زبانشناسی، «رحوب» نمونهای از واژگانی است که علاوه بر معنای لغوی، به عنوان نام خاص نیز تثبیت شده و در منابع تاریخی باقی مانده است. این واژه بار معنایی مثبتی دارد و معمولاً تداعیکننده گشایش، وسعت و امکان زندگی و فعالیت در یک محیط گسترده است. همچنین استفاده از آن در نامگذاری شهرها نشاندهنده ویژگیهای جغرافیایی یا اهمیت اجتماعی آن مکانها بوده است.
رحوب
لغت نامه دهخدا
رحوب. [ رَ ] ( اِخ ) ( به معنی مکان وسیع ) مکان آخرین که جاسوسان بدانجا رسیدند. ( از قاموس کتاب مقدس ).
رحوب. [ رَ ] ( اِخ ) پدر عزیز شهریار صوبه بود. ( قاموس کتاب مقدس ).
رحوب. [ رَ ] ( اِخ ) شخصی لاوی که عهدنامه را مهر کرد. ( قاموس کتاب مقدس ).
رحوب. [ رَ ] ( اِخ ) شهری که در حصه سبط اشیر درآمد. ( قاموس کتاب مقدس ).
رحوب. [ رَ ] ( اِخ ) شهر دیگری که به بنی اشیر و بنی جرشون منسوب شد. ( قاموس کتاب مقدس ).