رجوح
مترادفها
برتری، غلبه، چیرگی
متضادها
نزول، کاهش، نقص
لغت نامه دهخدا
رجوح. [ رُ ] ( ع مص ) رجحان. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). چربیدن ترازو و مایل گردیدن آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به رجحان شود.
جمله سازی با رجوح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با توجه به شواهد موجود در پرونده، رجوح نظر بر این است که متهم در زمان وقوع حادثه در محل حضور نداشته و بیگناه است.
💡 در تحلیلهای اقتصادی اخیر، رجوح بر این دیدگاه است که نرخ تورم در ماههای آینده به دلیل سیاستهای پولی جدید کمی کاهش خواهد یافت.
💡 با بررسی دقیق نظریات مختلف در این بحث فلسفی، رجوح با دیدگاهی همراه است که بر اهمیت اخلاق در زندگی اجتماعی تاکید میورزد.