لغت نامه دهخدا
راوباده. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب )صمغ درخت انجدان است که بعربی حلتیت گویند، و سامانی گوید: این مرکب است از «راو» بمعنی رای که لغت هندبمعنی امیر بزرگ است و از باده بمعنی شراب. چه، هنود را بخوردن آن ولوع تمام است خاصه بزرگان ایشان را،و معنی ترکیبی، باده بزرگان هند. ( فرهنگ رشیدی ).