راه برگرفتن

لغت نامه دهخدا

راه برگرفتن. [ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) سر راه گرفتن. مانع عبور کسی شدن. راه بستن. سد کردن راه. || رفتن. ( یادداشت مؤلف ). راه رفتن. روانه شدن. عزیمت کردن:
چو آمد به ارمینیه در، سپاه
سپاه خزر برگرفتند راه.فردوسی.همه روزبانان درگاه شاه
بفرمود تا برگرفتند راه.فردوسی.وزآن پس جهاندیدگان پیش شاه
ز هرگوشه یی برگرفتند راه.فردوسی.بدیدند مر پهلوان را پگاه
وزآنجایگه برگرفتند راه.فردوسی.آن زنان و من نیز با ایشان فرودآمدیم و راه برگرفتیم. ( تاریخ سیستان ).
مکن ایدر درنگ و راه برگیر
که ویرو آید این ساعت ز نخجیر.( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

سر راه گرفتن. مانع عبور کسی شدن. راه بستن. سد کردن راه. یا رفتن.

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز