راصدون

مترادف‌ها

مشاهده‌گران، دیده‌بانان

لغت نامه دهخدا

راصدون. [ ص ِ ]( ع ص اِ ) ج ِ راصد در حالت رفع. رجوع به راصد شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران