ذوفقار
در معنای لغوی، «ذوفقار» به هر موجود یا جانداری گفته میشود که دارای مهرهها، فقرات و ستون فقرات باشد و از ساختار استخوانبندی مهرهای برخوردار باشد. این واژه از ترکیب «ذو» به معنای دارنده و «فقار» به معنای مهرههای پشت و ستون فقرات تشکیل شده است؛ بنابراین مفهوم اصلی آن «صاحب فقرات» یا «دارنده مهرهها» است. در زبان و متون قدیم، این واژه برای اشاره به حیوانات مهرهدار به کار میرفته و به موجوداتی اطلاق میشده است که دارای ستون فقرات و استخوانبندی مهرهای هستند. از همین رو، «ذوفقار» در معنای لغوی مترادف با «مهرهدار»، «مهرهور» و «صاحب ستون فقرات» به شمار میآید. این واژه گاهی به صورت «ذیفقار» نیز نوشته و تلفظ میشود و هر دو شکل از نظر معنا یکسان هستند. کاربرد این واژه در متون کهن بیشتر جنبه توصیفی داشته و برای مشخص کردن موجوداتی به کار میرفته که از ساختار استخوانی و مهرهای برخوردار بودهاند. همچنین جمع آن به صورت «ذوفقاران» یا «ذیفقاران» آمده است که به گروه جانوران مهرهدار اشاره دارد. بنابراین، «ذوفقار» در معنای اصلی و لغوی خود به معنای دارنده فقرات، صاحب مهرهها و هر موجود مهرهداری است که دارای ستون فقرات باشد.
لغت نامه دهخدا
ذوفقار. [ ف ِ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) خداوند مهره ها. صاحب فقرات. حیوان که ستون فقرات دارد. مهره ور. مهره دار. ذیفقار.
فرهنگ معین
(فِ ) [ ع. ] (ص مر. ) ذی فقار.
فرهنگ فارسی
مهره دار. یا ذی فقاران. جمع: ذی فقار.مهره داران.
خداوند مهره ها. صاحب فقرات.
ویکی واژه
ذی فقار.
جمله سازی با ذوفقار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون تاریخی و ادبی، نام شمشیر ذوفقار همواره با شجاعت و قدرت بینظیر جنگجویان بزرگ در میدانهای نبرد با دشمنان همراه بوده است.
💡 بسیاری از شاعران که در زمینه حماسه سرایش میکنند، از نمادهای قدرتمندی همچون ذوفقار برای توصیف شکوه و عظمت قهرمانان داستانهای خود استفاده میکنند.
💡 روایتهای مذهبی درباره ویژگیهای خاص شمشیر ذوفقار، نقش مهمی در شکلگیری باورهای فرهنگی و هنری در طول قرنهای مختلف ایفا کرده است.