لغت نامه دهخدا
ذم ء. [ ذَم ْءْ ] ( ع مص ) دشوار آمدن بر. روان گردیدن آب بینی بزغاله، جاری شدن آب و مخاط بینی بزیچه. || ( ص، اِ ) مرد نکوهیده.
ذم ء. [ ذَم ْءْ ] ( ع مص ) دشوار آمدن بر. روان گردیدن آب بینی بزغاله، جاری شدن آب و مخاط بینی بزیچه. || ( ص، اِ ) مرد نکوهیده.