«ذَفْط» واژهای عربی و از ریشههای کمکاربرد در متون لغوی است که در منابع لغت برای آن دو حوزه معنایی اصلی ذکر شده است و هر دو معنا ناظر به رفتارهای طبیعی در حیوانات یا حشرات میباشند. در معنای نخست، این واژه به عمل جفتگیری یا برآمدن حیوان نر بر ماده اشاره دارد و در کاربردهای لغوی، برای توصیف رفتار پرندگان یا گاهی بز نر در هنگام جفتگیری به کار رفته است. این کاربرد نشاندهنده استفاده زبان عربی از واژگان دقیق برای بیان رفتارهای زیستی و طبیعی موجودات است. در معنای دوم، «ذفط» به دفع یا انداختن فضله از سوی مگس تعبیر شده است که در سطحی کاملاً متفاوت از معنای نخست قرار دارد. این تنوع معنایی نشان میدهد که برخی واژگان در زبانهای کهن دارای گستره معنایی متکثر بوده و بر اساس سیاق جمله تفسیر میشوند. در منابع لغوی، این واژه معمولاً به صورت مصدر ذکر شده و به عنوان فعلی برای بیان این دو نوع رفتار طبیعی ثبت گردیده است. هر دو معنای آن به حوزه زیستشناختی و مشاهده رفتار موجودات زنده مرتبط است و بار مفهومی انتزاعی ندارد. در بررسیهای زبانی، چنین واژگانی از نمونههای الفاظی هستند که معانی آنها به شدت وابسته به کاربرد و زمینه جمله است. بنابراین «ذفط» در لغت عربی هم به رفتار جفتگیری برخی حیوانات و هم به عمل دفع فضله توسط مگس اطلاق شده است. این واژه نمونهای از تنوع معنایی در منابع لغوی عربی و دقت آن در توصیف رفتارهای طبیعی محسوب میشود.
ذفط
لغت نامه دهخدا
ذفط.[ ذَ ] ( ع مص ) ذفط طائر؛ برجستن آن بر ماده و همچنین است ذفط تیس. || ذفط ذباب؛ فضله افکندن مگس. و گفته اند که صواب در هر دو معنی با قاف است.