کلمه «ذبوب» یک واژه عربی است که در منابع لغوی مختلف چند معنا دارد و بسته به زمینه کاربرد، مفهوم آن متفاوت است. یکی از معانی آن «خوشیدن و هواسیدن لب» است که معمولاً به اثر تشنگی یا عطش اشاره دارد و حالات فیزیکی ناشی از کمآبی را نشان میدهد. معنای دیگر «ذبوب» به لاغر شدن تن مربوط است و وضعیتی است که فرد به دلیل ضعف، بیماری یا کمبود مواد غذایی دچار لاغری میشود. این واژه همچنین برای پژمردن گیاه به کار رفته و نشاندهنده تغییر و کاهش شادابی و حیات گیاه است. در معناهای روانی و رفتاری، «ذبوب» میتواند به «گردیدن و تغییر رنگ گونه» یا «دیوانه شدن» اشاره کند و حالات متغیر جسمی یا ذهنی فرد را بیان نماید. علاوه بر این، در برخی منابع به معنای «اندک باقی ماندن از روز» نیز ذکر شده است که نشاندهنده محدودیت زمان یا کوتاهی روز است. بنابراین، «ذبوب» واژهای است چندوجهی که هم جنبههای جسمی، هم رفتاری و هم طبیعی دارد و حالات مختلف موجودات زنده را توصیف میکند.
ذبوب
لغت نامه دهخدا
ذبوب. [ ذَ ] ( اِخ ) حصنی است به یمن از عمل علی بن امین.
ذبوب. [ ذُ ] ( ع مص ) ذَبَب. ( در همه معانی ).خوشیدن و هواسیدن لب از تشنگی و جز آن. || لاغر گردیدن تن. || پژمریدن گیاه. || گردیدن و متغیر شدن گونه کسی. || دیوانه شدن. || اندک باقی ماندن از روز.