ذاوی تصویر معنی ذاوی مترادفها پژمرده، خشکیده، تحلیلرفته متضادها شاداب، پررونق لغت نامه دهخدا ذاوی. ( ع ص ) نعت فاعلی از ذوی. || پژمریده. پلاسیده، از بقول و مانند آن. کلمات مرتبط ثامی ثاطی مستذکی مستأوی مستأیک