دیاسقوریدس

لغت نامه دهخدا

دیاسقوریدس. [ دیا دِ ] ( اِخ ) دیسقوریدوس، دسیقوریدس. ذیسقوریذوس. دیوسکوریدس. رجوع به دیوسکوریدس. و ذیاسقوریذوش شود.