دچار گردیدن
مترادفها
دچار شدن، مبتلا شدن، گرفتار شدن
متضادها
بهبود یافتن، رهایی یافتن، سلامت یافتن
لغت نامه دهخدا
دچار گردیدن. [ دُ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) دچار شدن.
دچار شدن، مبتلا شدن، گرفتار شدن
بهبود یافتن، رهایی یافتن، سلامت یافتن
دچار گردیدن. [ دُ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) دچار شدن.