«دوستاخی» واژهای قدیمی در زبان فارسی است که به کسی گفته میشود که در بند بوده و آزادی خود را از دست داده است. معنی اصلی «دوستاخی» محبوس یا زندانی است، یعنی فردی که به دلیل جرمی یا حکمی در جایی بسته و نگه داشته میشود. این کلمه هممعنی واژههایی مانند مسجون، بندی و زندانی به کار رفته و مفهوم اسارت را میرساند. «دوستاخی» بیشتر در متون کهن، لغتنامهها و نوشتههای قدیمی دیده میشود و در زبان امروز رایج نیست. استفاده از این واژه معمولاً برای توصیف شرایط سخت و محدود فردی است که امکان رفتوآمد آزادانه ندارد. در گذشته، چنین واژههایی برای بیان وضعیت زندان و اسارت افراد در شعر و نثر استفاده میشد. بار معنایی «دوستاخی» اغلب غمانگیز و سنگین است و حس گرفتاری و محدودیت را منتقل میکند.
دوستاخی
لغت نامه دهخدا
دوستاخی. ( ص نسبی ) محبوس. مسجون. زندانی. بندی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوستاخ شود.