دفناس

مترادف‌ها

خاکسپاری، دفن، سپردن به خاک

متضادها

استخراج، خراج

لغت نامه دهخدا

دفناس. [ دِ ] ( ع ص،اِ ) مرد گول فرومایه. || مرد بخیل. || راعی کاهل که بخواب رود و شتران را بگذارد که تنها چرا کنند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران