لغت نامه دهخدا
دستیج. [ دَ ] ( معرب، اِ ) معرب دستی. ظرفی است که با دست جابجا شود. ( از اقرب الموارد ). آوندی است که آنرا به دست توان برداشت. ( منتهی الارب ). و رجوع به دستی شود. || دسته و قبضه. ( ناظم الاطباء ).
دستیج. [ دَ ] ( معرب، اِ ) معرب دستی. ظرفی است که با دست جابجا شود. ( از اقرب الموارد ). آوندی است که آنرا به دست توان برداشت. ( منتهی الارب ). و رجوع به دستی شود. || دسته و قبضه. ( ناظم الاطباء ).
معرب دستی. ظرفی است که با دست جابجا شود.