«درغیش» واژهای فارسی است که چند معنا دارد و در متون کهن به کار رفته است. یکی از معانی اصلی آن انبوه، فراوان یا بسیار است و برای توصیف مقدار زیاد چیزی به کار میرود. این کاربرد نشاندهنده حجم یا تعداد بالا و گستردگی یک مجموعه یا چیز است. درغیش همچنین نام نوعی زردآلو است که در منابع قدیمی ذکر شده و به عنوان میوهای خاص شناخته میشود. بنابراین بسته به زمینه، واژه میتواند به کمیت زیاد یا به نام یک میوه اشاره داشته باشد. استفاده از «درغیش» در ادبیات کهن و لغتنامهها نشاندهنده غنای زبان فارسی و توانایی آن در ایجاد مفاهیم چندوجهی است. به طور خلاصه، «درغیش» یعنی انبوه، فراوان، بسیار، و همچنین نام نوعی زردآلو است که بسته به متن، یکی از این معانی مراد است.
درغیش
لغت نامه دهخدا
درغیش. [ دَ ] ( اِ ) انبوه و بسیار. ( برهان ) ( آنندراج ). ظاهراً مصحف وغیش است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به وغیش شود. || نوعی از زردآلو. ( برهان ) ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
انبوه، فراوان، بسیار.