دردگیر

مترادف‌ها

گرفتار، دچار، مبتلا

متضادها

آسوده، بی‌درد، راحت

لغت نامه دهخدا

دردگیر. [ دَ ]( نف مرکب ) دردگیرنده. دردناک. دردمند. ( آنندراج ). بادرد. دارای درد. دارای رنج. رنجور. ( ناظم الاطباء ).

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران