دربارود
مترادفها
باروت
لغت نامه دهخدا
دربارود. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومه شهرستان ارومیه، واقع در 23هزارگزی جنوب خاوری ارومیه و 3هزارگزی شمال خاوری راه شوسه ارومیه به مهاباد، با 340 تن سکنه. آب آن از باراندوزچای و راه آن ارابه رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جمله سازی با دربارود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دوران باستان، کشف و استفاده از دربارود تحولی عظیم در استراتژیهای نظامی و نحوه پیشبرد جنگها در سراسر جهان ایجاد کرد که بسیار چشمگیر بود.
💡 سربازان در میدان نبرد با دقت بسیار زیادی مواد مربوط به دربارود را آماده میکردند تا بتوانند از سلاحهای خود به درستی استفاده کنند.
💡 نگهبانان قلعه موظف بودند همواره مراقب ذخایر دربارود باشند تا کوچکترین جرقهای منجر به انفجاری بزرگ و ویرانگر در کل قلعه نشود.