دانشخور
مترادفها
دانشپژوه، شاگرد، متعلم، دانشآموخته
متضادها
آموزگار، استاد
لغت نامه دهخدا
دانشخور. [ ن ِ خ َ ] ( ص مرکب )صاحب علم آمده است. ( شعوری ج 1 ص 412 ).
دانشپژوه، شاگرد، متعلم، دانشآموخته
آموزگار، استاد
دانشخور. [ ن ِ خ َ ] ( ص مرکب )صاحب علم آمده است. ( شعوری ج 1 ص 412 ).