لغت نامه دهخدا
دالدوز. ( نف مرکب ) دوزنده دال، و دال نقشها بود که بر جامه دوزند. دوزنده نقش ها بشکل دال. قلاب دوز. ( دیوان نظام قاری ص 199 ). آنکه نقش بر جامه دوزد: گوشی از دو گل که دالدوزان در شرب مقفل اندازند. ( نظام قاری، دیوان البسه ص 134 ).
دالدوز. ( نف مرکب ) دوزنده دال، و دال نقشها بود که بر جامه دوزند. دوزنده نقش ها بشکل دال. قلاب دوز. ( دیوان نظام قاری ص 199 ). آنکه نقش بر جامه دوزد: گوشی از دو گل که دالدوزان در شرب مقفل اندازند. ( نظام قاری، دیوان البسه ص 134 ).