داغ داغه
مترادفها
بسیار داغ، سوزان، گداخته
متضادها
سرد، خنک
لغت نامه دهخدا
داغداغه. [ غ َ / غ ِ ] ( اِ ) درختی که بجنگلهای ایران یافت میشود و برای نجاری و سوخت است.
فرهنگ فارسی
درختی که بجنگلهای ایران یافت می شود
بسیار داغ، سوزان، گداخته
سرد، خنک
داغداغه. [ غ َ / غ ِ ] ( اِ ) درختی که بجنگلهای ایران یافت میشود و برای نجاری و سوخت است.
درختی که بجنگلهای ایران یافت می شود