داعب
لغت نامه دهخدا
داعب. [ ع ِ ] ( ع ص ) آبی که برجهد در جریان. || مزاح کننده. لاعب با مزاح. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
آبیکه بر جهد در جریان
داعب. [ ع ِ ] ( ع ص ) آبی که برجهد در جریان. || مزاح کننده. لاعب با مزاح. ( منتهی الارب ).
آبیکه بر جهد در جریان