داشگر
لغت نامه دهخدا
داشگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) کلال. ( برهان ). فخّاری. ( دستوراللغة ). کوره پز. کوزه گر و کاسه گر.
فرهنگ عمید
کسی که کورۀ آجرپزی یا سفال پزی دارد، کوره پز.
فرهنگ فارسی
کوره پز، کوزه گر، کسی که کوره آجرپزی دارد
فخاری
داشگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) کلال. ( برهان ). فخّاری. ( دستوراللغة ). کوره پز. کوزه گر و کاسه گر.
کسی که کورۀ آجرپزی یا سفال پزی دارد، کوره پز.
کوره پز، کوزه گر، کسی که کوره آجرپزی دارد
فخاری