خیالیه
مترادفها
خیالی، وهمی
متضادها
واقعی، عینی، ملموس
لغت نامه دهخدا
( خیالیة ) خیالیة. [ خ َ لی ی َ ] ( ع ص نسبی ) مؤنث خیالی. منه:صور خیالیة؛ یعنی صورتهایی که در خیال نقش بندند.
فرهنگ فارسی
منسوب مونث خیالی
جمله سازی با خیالیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تمام آن داستانهای ترسناکی که در مورد موجودات فضایی شنیدهای، در واقع فقط یک توهم و چیزی کاملاً خیالیه که ذهن ما را به بازی میگیرد.
💡 هر آنچه که در آن فیلمهای علمی-تخیلی بسیار پرزرقوبرق مشاهده میکنی، در واقع یک دنیای کاملاً خیالیه و هیچ ارتباطی با فیزیک واقعی ندارد.
💡 آن تمام وعدههایی که سیاستمداران در دوران مبارزات انتخاباتی به مردم داده بودند، در نهایت چیزی جز یک رویا و وضعیتی کاملاً خیالیه نبود.