خونیاگر تصویر معنی خونیاگر لغت نامه دهخدا خونیاگر. [ خ ُ گ َ ] ( ص مرکب ) رودزن. مطرب. خنیاگر. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به خنیاگر شود. فرهنگ فارسی رودزن مطرب کلمات مرتبط شومیزگر بزرگر خون خفتن وا خورانیدن روشوی گزارش محتوای نامناسب