خون الوده گردان
مترادفها
خونآلود کردن
متضادها
پاک کردن، استریل کردن
لغت نامه دهخدا
( خون آلوده گردان••• ) خون آلوده گردانیدن. [ دَ / دِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) آغشته بخون کردن. خون آلوده کردن.
خونآلود کردن
پاک کردن، استریل کردن
( خون آلوده گردان••• ) خون آلوده گردانیدن. [ دَ / دِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) آغشته بخون کردن. خون آلوده کردن.