لغت نامه دهخدا
خون اندوده. [ اَ دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) آغشته بخون. ( از ناظم الاطباء ).
خون اندوده. [ اَ دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) آغشته بخون. ( از ناظم الاطباء ).
آغشته بخون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنچه می دانیش روی به خون اندوده ای است آنچه سروش می شماری تیغ زهرآلوده ای است
💡 رخی در ماتم مطلب به خون اندوده می خواهم دلی چون دیده قربانیان آسوده می خواهم