خوشیدنی
مترادفها
زیبا، دیدنی، تماشایی، چشمنواز
متضادها
زشت، ناخوشایند
لغت نامه دهخدا
خوشیدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل خوشیدن. قابل خشک شدن. ( یادداشت مؤلف ).
زیبا، دیدنی، تماشایی، چشمنواز
زشت، ناخوشایند
خوشیدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل خوشیدن. قابل خشک شدن. ( یادداشت مؤلف ).