خوش امدگویی کرد
مترادفها
خوشآمد گفت، استقبال کرد
متضادها
طرد کرد، استقبال نکرد
لغت نامه دهخدا
( خوش آمدگویی کرد••• ) خوش آمدگویی کردن. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تملق گفتن. چاپلوسی کردن. ( یادداشت مؤلف ). || تعارف کردن. لفظ «خوش آمدی » گفتن. ( یادداشت مؤلف ).