خوار مایگی

مترادف‌ها

خواری، ذلت، حقارت، پستی

متضادها

عزت، شرافت، بزرگی، سربلندی، تکریم، احترام

لغت نامه دهخدا

خوارمایگی. [ خوا / خا ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) حالت خوارمایه داشتن. بی ارزشی. بی قدری. بی اعتباری. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

حالت خوار مایه داشتن بی ارزشی

کلمات مرتبط