خوابیدنی
مترادفها
خوابآور، خوابآلود
لغت نامه دهخدا
خوابیدنی. [ خوا / خا دَ ] ( ص لیاقت ) قابل خوابیدن. مناسب خوابیدن. || ( ق ) در حال خوابیدن. چون: فلانی خوابیدنی می نویسد.
جمله سازی با خوابیدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن تختخواب بسیار نرم و خوابیدنی در اتاق اصلی خانه، باعث میشود که هر کسی پس از یک روز کاری سخت، به راحتی بخوابد.
💡 ما برای سفر خود به کوهستان، حتماً باید بهترین تجهیزات و کیسهخوابهای بسیار راحت و خوابیدنی را همراه خود به آن مناطق دورافتاده ببریم.
💡 این اتاق کوچک با آن دکوراسیون ساده و فضای آرام، به شدت خوابیدنی است و هر کسی را برای استراحت کردن وسوسه میکند.