خمندگی
مترادفها
خمیدگی، انحنا، کجی
متضادها
صافی، استواری
لغت نامه دهخدا
خمندگی. [ خ َ م َ دَ / دِ ] ( حامص ) قابلیت دوتا شدن. قابلیت دولا شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خمیدگی، انحنا، کجی
صافی، استواری
خمندگی. [ خ َ م َ دَ / دِ ] ( حامص ) قابلیت دوتا شدن. قابلیت دولا شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).