خماننده

کلمه «خماننده» در اصل به معنای «خم‌کننده» یا «کج‌کننده» است و در متون فارسی کهن برای اشاره به چیزی یا کسی به کار رفته که قدرت تغییر شکل، خم یا کج کردن چیزی را دارد. به عبارت دیگر، «خماننده» چیزی است که با نیروی خود باعث خمیده شدن یا تغییر مسیر یا حالت جسم یا وضعیتی می‌شود. در اشعار و متون ادبی، این واژه گاهی به صورت استعاری به کار رفته تا اثر زمان یا روزگار را بر انسان‌ها و سرنوشت آنان نشان دهد، مثلاً «شما را خماند همان روزگار» یعنی زمان و شرایط زندگی باعث تغییر و خمیدگی شما شد، و «نماند خماننده هم پایدار» یعنی هیچ چیز که بتواند تغییر دهد یا خم کند، دائمی نیست. بنابراین، «خماننده» هم معنای فیزیکی خم‌کننده را دارد و هم معنای استعاری اثرگذار بر انسان یا سرنوشت را منتقل می‌کند. این واژه در اصل نف مرکب است و به نوعی بیانگر قدرت تغییر و اثرگذاری بر چیزی است که حالت اولیه‌اش را دارد و می‌تواند توسط آن خم یا کج شود.

لغت نامه دهخدا

خماننده. [ خ َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) خم کننده. کج کننده. ( یادداشت بخط مؤلف ):
شما را خماند همان روزگار
نماند خماننده هم پایدار.فردوسی.