خلیجم
لغت نامه دهخدا
خلیجم. [ خ َ ل َ ج َ ] ( ع ص ) تناور. بزرگ. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
جمله سازی با خلیجم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی در کنار ساحل ایستاده بودم و به افق دور نگاه میکردم، ناگهان احساس کردم این خلیجم کوچک، تمام آرامش دنیای پر از هیاهو را در خود جای داده است.
💡 او همیشه میگفت که این خلیجم عزیز، تنها مکانی است که در آن میتوانم با صدای امواج دریا، تمام غمهای سنگین زندگی روزمره خود را فراموش کنم.
💡 در نقشههای قدیمی که در کتابخانه پیدا کردم، این خلیجم کوچک با جزئیاتی بسیار دقیق و ظریف ترسیم شده بود که چشم هر نقشهشناسی را خیره میکرد.