خلعلع
متضادها
لکنت، لجلجه
لغت نامه دهخدا
خلعلع. [ خ َ ل َ ل َ ] ( ع اِ ) کفتار ماده. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
جمله سازی با خلعلع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صدای خلعلع زنجیرهای آهنی که به دیوار قدیمی آویزان شده بودند، در سکوت شب و زیر نور ماه، فضای ترسناک و وهمآلودی را در حیاط خانه ایجاد میکرد.
💡 شنیدن صدای خلعلع قطعات فلزی در موتور ماشین قدیمی پدربزرگم، نشاندهنده این بود که زمان زیادی از تعمیرات آخر آن ماشین میگذرد و نیاز به بازبینی دارد.
💡 با هر قدمی که او بر زمینهای سنگی و ناهموار میگذاشت، صدای خلعلع کلیدهای فلزی در جیبش به گوش میرسید و سکوت محیط را میشکست.