خزع

«خزع» واژه‌ای عربی در زبان فارسی است که به معنای واپس ایستادن یا تخلف کردن از یاران و همراهان به کار می‌رود و بار معنایی منفی دارد. این کلمه گاهی برای توصیف فردی استفاده می‌شود که از مسیر درست یا گروه خود منحرف شده و از تعهداتش کوتاهی می‌کند. علاوه بر این، «خزع» به معنای بریدن یا بخش بخش کردن چیزی نیز به کار می‌رود و اشاره به جداسازی یا تقسیم کردن دارد. در ادبیات فارسی، این واژه می‌تواند هم مفهوم خیانت یا انحراف اخلاقی و هم مفهوم فیزیکی جدا کردن و تکه تکه کردن را منتقل کند. از نظر ادبی و فرهنگی، «خزع» نمادی از انحراف و جدایی است، چه در رفتار انسانی و چه در عمل فیزیکی بریدن یا جدا کردن اشیاء.

لغت نامه دهخدا

خزع. [ خ َ ] ( ع مص ) واپس ایستادن. ( از تاج المصادر بیهقی ). تخلف کردن از یاران. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ). || بریدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بخش بخش کردن چیزی را. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

واپس ایستادن تخلف کردن