خرتپرت
مترادفها
نامرتب، بینظم، آشفتگی
متضادها
مرتب، منظم، آراسته
لغت نامه دهخدا
خرتپرت. [ خ َ ت َ پ ِ ] ( اِخ ) نام دیگر «خرتبرت » و «خرپوت » و «حصن زیاد». رجوع به خرتبرت شود.
نامرتب، بینظم، آشفتگی
مرتب، منظم، آراسته
خرتپرت. [ خ َ ت َ پ ِ ] ( اِخ ) نام دیگر «خرتبرت » و «خرپوت » و «حصن زیاد». رجوع به خرتبرت شود.