خربند

لغت نامه دهخدا

خربند. [ خ َ ب َ ] ( اِ مرکب ) مکاری. ( محمودبن عمر ربنجنی ). چاروادار. ( یادداشت بخط مؤلف ). خربنده. رجوع به خربنده در این لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

مکاری چاودار

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز