خجوج

لغت نامه دهخدا

خجوج. [ خ َ ] ( ع ص، اِ ) باد سخت وزان. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). باد سخت. ( مهذب الاسماء ). خجوجاة. ( منتهی الارب ). || باد وزان سخت درپیچان. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خجوجاة. ( منتهی الارب ). || گردباد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

باد سخت وزان یا باد وزان سخت در پیچان

سه تا یعنی چه؟
سه تا یعنی چه؟
پهن کردن یعنی چه؟
پهن کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز